کلاس فیزیک
سوال و جواب و رفع اشکال فیزیک دبیرستان و پش دانشگاهی
لطفا به این سوال پاسخ  بدهید
سلام  چطورید؟ خوبید اوضاع و احوال به کامه؟

حالا که خوبید و با خوندن مطالب ما بهتر هم شدید  یه زحمتی بکشید و به این سوال هم جوابی بدهید

خدا خیرتون بده

کلاس فیزیکتون چه جوریه  ؟ دبیر فیزیکتون چی؟ برام بگید چه  چیزهایی رو در مورد درس و کلاس فیزیک دوست ندارید و ز چه چیزهاییش خوشتون میاد؟ هر چه میخواهد دل تنگت بگو

تریبون  ببخشید نظرآزاده   

قربون دستت فقط خوش خط بنویس  تا بهتر بتونم بخونم وگرنه نمرت کم شد خونش پای خودته ها!




نويسنده :مینا ا فخمی
تاريخ: شنبه بیست و سوم آذر ۱۳۸۷ ساعت: ۸:۱۸ ق.ظ

سلام ای بابا دمتون گرم با نظرات بیشمارتون روحم شاد شده

شما واسه قوت قلب و تشویق عالی هستید من که هر دفعه میام واقعا از نظراتتون مستفیض میشم

آخه دست مریزاد

کم کم روزی ۳۰ - ۴۰ نفر میان میبینید و میرید وحداقل برای خالی نبودن عریضه یه فحشی. انتقادی و صد البته تشویقی و باز هم تشویقی و باز ...... نثارمون نمیکنید

بی خیال کلاس گذاشتن  من اولین جایی رو که تو وب میخونم نظراتشه و همیشه هم کنف میشم

ما هم دل داریم ها

حالا از فیزیک دلخورین نمره هاتون بالا پایین میشه سر من خالی نکنین دیگه باشه؟

نظر میدین؟ نمیدین؟

میدین؟ آفرین بدین

 اینم یه سبکه نوشتنه دیگه بذارین این پست یه کمی متفاوت باشه مگه چی میشه؟

چه با نظر چه بی نظر امیدوارم از مطالب سود ببرید  حق نگهدارتون




نويسنده :مینا ا فخمی
تاريخ: شنبه بیست و سوم آذر ۱۳۸۷ ساعت: ۸:۱۱ ق.ظ

سوالات فصل مغناطيس فيزيک سال سوم

سوالات فصل مغناطیس فیزیک ۳

1-آيا نیروی مغناطيسي وجود دارد؟

بله  اگر اهنربايي را در دست بگيريم و به اجسام آهني نزديک کنيم احساس ميکنيم که دست ما به طرف جسم کشيده ميشود اين امر وجود نيروي مغناطيسي را نشان ميدهد

2-آزمايشي طراحي کنيد که وجود نيروي مغناطيسي را ثابت کند؟

دو آهنربا را در دو دست خود نگه ميداريم و آنها را به هم نزديک ميکنيم  اگر دو قطب همنام به هم نزديک شوند احساس ميکنيم که نيرويي دستهاي ما را از هم دور ميکند و بالعکس .

آزمايش دوم نزديک کردن سنجاقها به آهنربا که باعث ربايش سنجاقها توسط آهنربا ميشود.

3-آيا تک قطبي مغناطيسي وجود دارد؟

خير-هر اهنربايي را اگر به اندازه يک مولکول کوچک کنيم (خرد کنيم) باز هم داراي دو قطب ميباشد يعني تک قطبي مغناطيسي وجود ندارد هرچند که طبق يک نظريه در زمانهاي خيلي دور  زماني که حرارت جهان بسيار زياد بوده تک قطبي هم وجود داشته است اما امروزه از بين رفته اند.

4-اهن ربا از چه ساخته شده است؟

آهنربا از ماده اي بنام کاني مگنتيت fe3o4  که آهن را ميربايد ساخته شده است

5-آهنربا چيست؟

آهنربا يک ماده مغناطيسي است که با نزديک شدن به قطعاتي از اهن و کبالت  آنها را به سمت خود مي کشاند.

6-آهنرباها چند گونه هستند؟

اهنرباها به شکلهاي مختلفي ساخته ميشوند که ميتوان به متداولترين انواع آنها  يعني ميله اي   نعلي شکل  تيغه اي و حلقه اي اشاره کرد

7-ويژگي اهنرباها چيست؟

همه اهنرباها آهن را به خود جذب ميکنند و داراي دو قطب n وs هستند.

8-قطبهاي آهنربا را چگونه نامگذاري ميکنند؟

اگر آهنربا را روي يک قطعه چوب پنبه روي آب ساکن قرار دهيم ميچرخد و در جهت تقريبي شمال و جنوب قرار ميگيرد در اينجا سر آهنربا که به سمت شمال قرار گرفته را N مينامندو سري که به سمت جنوب قرار گرفته را س مينامند

NORTH POLE       قطب شمال  و  SOUTH POLE      قطب جنوب ميباشد

9-قطب نما چيست؟

قطب نما وسيله اي است که دريانوردان براي شناسايي مسير از آن استفاده ميکنند .اين وسيله از يک آهنرباي بسيار نازک که روي پايه اي سوار است و براحتي ميچرخد ساخته شده است. قطبهاي اين اهنربا نامگذاري شده و با چرخش آهنربا براحتي ميتوان مسير شمال- جنوب را تشخيص داد.

10-چرا اهنربايي که از نخ اويخته ميشود در جهت تقريبي شمال – جنوب قرار ميگيرد؟

در مرکز زمين توده هاي عظيمي از مواد مذاب وجود دارند که داراي دماي بسيار زيادي هستند اين دماي بالا مولکولهاي درون زمين رايونيزه ميکند و  يا به عبارتي همانند هواي بالاي شعله تبديل به پلاسما ميکند اين ذرات يونيزه شده در اثر حرکت چرخشي و انتقالي زمين به دور خود و خورشيد در جهت معيني ميچرخند و حالت مغناطيسي به زمين ميدهن اين آهنرباي عظيم هسته زمين داراي دو قطب وارونه است يعني قطب N  ان در جنوب  و S  آن در شمال زمين قرار دارد در نتيجه بر اثر نيروي جاذبه بين قطبهاي ناهمنام آهنربايي که از نخ اويزان شده در مسير تقريبي شمال جنوب آرام ميگيرد.

11-آيا خاصيت اهنربايي در خلا هم بر قرار است؟

بله اگر دو آهنربا را در خلاء به هم نزديک کنيم بر هم نيرو وارد ميکنند که اين نشانگر وجود خاصيت مغناطيسي در خلاء ميباشد.

12-شفق قطبي چيست؟



نويسنده :مینا ا فخمی
تاريخ: سه شنبه نوزدهم آذر ۱۳۸۷ ساعت: ۵:۷ ب.ظ

شفق قطبی چیست و چگونه بوجود می آید؟

شفق قطبي چيست و چگونه بوجود مي آيد؟

يکي از تماشايي‌ترين و با شکوهترين پديده‌ها شفق قطبي است، که مشخصه عرضهاي جغرافيايي بالا , نزديکيهاي شمال يا جنوب مدار قطبي است. پديده شگفت آور و زيبايي که در طول شب قطبي طولاني در آسمان ديده مي‌شود.
آسمان تابان مي‌شود و نقشهايي با رنگها و شکلهاي گوناگون ديده مي‌شود. گاهي داراي شکل کمان يکنواخت ، ساکن يا تپنده است و گاهي عبارت است از شمار زيادي پرتو با طول موجهاي متفاوت ، که مانند پرده‌ها و نوارها بازي مي‌کنند و پيچ و تاب مي‌خورند. رنگ تاباني از سبز مايل به زرد به سرخ و بنفش مايل به خاکستري تغيير مي‌کند. طبيعت و منشأ شفقهاي قطبي زمان درازي به کلي پوشيده مانده بود. تا اينکه به تازگي براي اين راز توضيح رضايت بخشي پيدا شد.عرضهاي بالاي زمين ، آسمان شب ، بصورت درخشاني به شکل متحرک روشن مي‌شود که شفق قطبي ناميده مي‌شود. آنها شفاف هستند و مي‌توان ستاره‌ها را از داخل آنها مشاهده کرد. اغلب نور آنها به قدري مي‌درخشد که مي‌توان نوشته ای را خواند و رنگ آنها هميشه سبز مايل به زرد نيست. شفق قطبي شمالي و شفق قطبي جنوبي را مي‌توان در هر شب روشن مشاهده کرد و شدت نور آنها متغير بوده و تابع تعدادي پارامتر است. راه شيري توسط يک شفق قطبي روشن ، ديده نمي‌شود.همچنين آشکار است که شفق قطبي به هنگام روز بوجود مي‌آيد، بطوري که نور آن همواره در اتمسفر عرضهاي بالا انتشار مي‌يابد. وجود شفق قطبي چندين قرن است که مورد شناسايي قرار گرفته است. در اوايل تصور مي‌شد که شفق قطبي ناشي از بازتاب نور خورشيد توسط يخهاي فطبي است. نظريه ديگري عبارت از روشن شدن آسمان توسط خدايان بوده است. امروزه نظريه ذرات باردار شتاب‌دار مسئول اين پديده شناخته شده‌اند.

ارتفاع شفقهاي قطبي

قبل از همه ، دانشمندان موفق شدند ارتفاعي را که شفقهاي قطبي ظاهر مي‌شوند، تعيين کنند. به اين منظور از يک تاباني از دو نقطه به فاصله چند ده کيلومتر از يکديگر عکس گرفتند. به کمک چنين عکسهايي ثابت کردند که شفقهاي قطبي در ارتفاع 80 تا 100 کيلومتري بالاي زمين (بيشتر اوقات در ارتفاع 100 کيلومتر) ظاهر مي‌شوند. به اين ترتيب دريافتند که شفقهاي قطبي تاباني گازهاي رقيق موجود در جو زمين هستند، که تا اندازه‌اي به تاباني در لامپ هاي تخليه گاز شبيه مي‌باشند.

دوره تناوب ظهور شفق هاي قطبي

رابطه جالب بين شفقهاي قطبي و پديده‌هاي ديگر روشن است. شفقهاي قطبي با دوره‌هاي متفاوت مشاهده مي‌شوند. اختلاف دوره‌هاي شفق قطبي بعضي اوقات به چندين سال مي‌رسد. مشاهدات چندين ساله آشکار ساخته‌اند که دوره‌هاي زيادي ماکزيمم شفقهاي قطبي بطور مرتب در 11.5 سال تکرار مي‌شوند . در طول اين مدت ، شماره شفقهاي قطبي نخست سال به سال کاهش مي‌يابد و سپس شروع مي‌کند به زياد شدن تا مقدار آن در 11.5 سال از نو به ماکزيمم مي‌رسد.
شفق قطبي چيست؟
قبل از اينکه بتوانيم به ماهيت شفق قطبي پي ببريم، بايد اطلاعاتي درمورد فضاي اطراف زمين داشته باشيم. در اين فضا چيزهاي زيادي هست که ما نمي توانيم آنها را ببينيم. يکي از آنها هوايي است که ما تنفس ميکنيم که به آن Atmosphere گويند. Atmosphere مخلوطي از گازهاي مختلف است. بيشتر شامل اکسيژن، نيتروژن و مقاديري هيدروژن، هليم و ...
يکي از چيزهاي ديگر که ما قادر به ديدن آن نيستيم، ميدان مغناطيسي است که زمين را احاطه کرده. اگر تا به حال با يک آهنرباي ميله اي و مقداري براده آهن بازي کرده باشيد، الگوهاي منحني شکل را که براده هاي آهن ميسازند ديده ايد. درواقع آهنرباي زمين در اعماق هسته آن جاي دارد. ازآنجا که ما قادر به ديدن ميدان مغناطيسي زمين نيستيم، آنرا بصورت يک سري خطوط منحني نمايش ميدهيم. اين خطوط درمحل قطبين زمين به آن وارد و از آن خارج ميشوند.هرجا که خطوط به هم نزديکترند، ميدان قويتر است و برعکس.
سومين چيز نامرئي در فضاي اطراف زمين پلاسما است. پلاسما مجموعه اي از ذرات باردار است. درواقع الکترون ها و يون هاي مثبت همواره ميدان مغناطيسي زمين را احاطه کرده اند. ذرات باردار در يک ميدان مغناطيسي در راستاي خاصي حرکت ميکنند. آنها درواقع بوسيله ميدان مغناطيسي به جهات خاصي هدايت ميشوند. اين ذرات چنان در راستاي ميدان مغناطيسي زمين حرکت ميکنند که گويي اين ميدان يک سيم رساناست.ماده اصلي تشکيل دهنده شفق قطبي همين ذرات باردارند

يک پاسخ کوتاه به اين سوال که شفق قطبي چگونه بوجود مي آيد اين است که ذرات باردار پر انرژي (اغلب -e) تحت تاثير ميدان مغناطيسي زمين شتاب ميگيرند. اين شتاب گيري در لايه هاي فوقاني جو انجام ميشود. جايي که اين ذرات با اتم هاي گاز برخورد ميکنند و اين برخورد باعث ميشود که اتم ها از خود نور ساطع کنند. اما اگر کمي دقيق تر به قضيه نگاه کنيم، متوجه ميشويم که يکي از عوامل اصلي در بوجود امدن شفق قطبي، پديده اي موسوم به طوفان خورشيدي يا بادهاي خورشيدي است. خورشيد هم مثل زمين جو دارد و نيز يک ميدان مغناطيسي قوي که تا فواصل دوراز خورشيد گسترده شده. جو خورشيد از هيدروژن و هيدروژن از ذرات بنيادي اتم ها ساخته شده. الکترون ها و پروتون ها ذراتي هستند که بطور دائمي از خورشيد ميجوشند و با سرعت بسيار زياد به بيرون جو خورشيد رانده ميشوند. مجموعه اين ذرات پرانرژي و ميدان مغناطيسي خورشيد را طوفان يا باد خورشيدي گويند.
اين بادهاي خورشيدي بطور دائمي ميدان مغناطيسي زمين را تحت فشار قرار ميدهند و باعث تغيير شکل آن ميشوند. درست مثل اينکه به سطح يک حباب صابون با شدت تمام فوت کنيم.اين ميدان فشرده شده در اطراف زمين، Magnetosphere نام دارد.
ميدان مغناطيسي زمين از جهتي که به سمت خورشيد است، يعني نيمه روز زمين فشرده ميشود. چون بادهاي خورشيدي در آن جهت به زمين ميرسند. همچنين اين ميدان فشرده شده در اطراف زمين، مثل رد يک کشتي بطول زياد ادامه پيدا ميکند که به آن اصطلاحا Magnetotail گويند. جهت اين کشيدگي در خلاف جهتي است که خورشيد آنجاست.  انقباض ميدان مغناطيسي زمين نياز به صرف انرژي دارد. درست مثل اينکه بخواهيم يک بادکنک پر از باد را فشرده کنيم. جزئيات اين فرآيند هنوز شناخته نشده ولي چيزي که معلوم است اين است که انرژي دريافتي از خورشيد مرتبا در لايه Magnetosphere افزايش مي يابد و اين عامل ايجاد شفق قطبي است.
نيروي رانش بزرگ
ذرات باردار خورشيدي بطور دائمي وارد قسمت دم Magnetosphere شده و دوباره بسوي خورشيد حرکت ميکنند. هنگامي که همه شرايط لازم فراهم باشد، افزايش فشار بادهاي خورشيدي يک ولتاژ الکتريکي بين قطب هاي زمين و Magnetotail ايجاد ميکند. درست مثل ولتاژ دوسر يک باتري. با اين تفاوت که اين ولتاژ به ده هزار ولت هم ميرسد. اين ولتاژ بالا الکترون ها را که بسيار سبک اند به سمت قطب ها شتاب ميدهد درست مثل سيستم داخلي يک تلويزيون CRT (اشعه کاتدي). اين ذرات شتابدار در راستاي خطوط ميدان مغناطيسي زمين و در قطب هاي شمال و جنوب متمرکز ميشوند. بتدريج مقادير قابل توجهي الکترون در لايه هاي بالايي Atmosphere که اصطلاحا به آن ionosphere ميگويند جمع ميشود.
در ionosphere الکترون هاي شتابدار بشدت با اتم هاي گاز برخورد ميکنند و اين برخورد باعث افزايش انرژي اتم هاي گاز ميشود. اتم هاي گاز هم با بدست آوردن مقادير زيادي انرژي برانگيخته ميشوند و پس از آن براي بازگشت به حالت پايه اين انرزي را بصورت نور پس ميدهند. ميتوان گفت روند تشکيل شفق قطبي تا حد زيادي مشابه تابلوهاي نئون است. با اين تفاوت که درمورد شفق قطبي بجاي تيوپ گاز، لايه ionosphere را داريم و جريان بجاي سيم از ميدان مغناطيسي ميگذرد.
 نتيجه اين فرآيندهاي فيزيکي پديده اي پرده مانند در آسمان است که ارتفاع پايين ترين لايه آن از سطح دريا ٦٠ يا ٧٠ مايل است و اين حدود ده برابر بالاتر از ارتفاع پرواز يک هواپيماي جت است.

  اين پديده طبق گزارش هاي مستند غالبا در عرض جغرافيايي ٦٧ درجه شمالي و ٦٧ درجه جنوبي و به پهناي ٦ درجه ديده ميشود. يکي از بهترين نواحي براي ديدن شفق قطبي منطقه آلاسکا است.

  شفق قطبي در تمام ديگر سيارات منظومه خورشيدي هم اتفاق مي افتد. شفق قطبي در سيارات مجاور زمينفقط به رنگ قرمز ظاهر ميشود چون جو اين سياره ها فقط هيدروژن دارد و اکسيژن ندارد.   اين پديده در نيمکره شمالي به Aurora Borealis و در نيمکره جنوبي به Aurora  Australis معروف است.

     تشکيل شفق قطبي نشان ميدهد که جو زمين ميتواند انرژي را ذخيره کند.

  نوع و شدت رنگ شفق قطبي بستگي به عوامل گوناگوني دارد. مثلا رنگ سبز مايل به زرد را اتم هاي اکسيژن در ارتفاع ٦٠ مايلي ميسازند. رنگ قرمز هم نتيجه برخورد اتم هاي اکسيزن در ارتفاع ٢٠٠ مايلي است. يون هاي نيتروژن رنگ آبي را بوجود مي آورند و ملکولهاي نيتروژن خنثي رنگ ارغواني را ميسازند.

  شفق قطبي ميتواند باعث اختلال در ارتباطات و خطوط انتقال نيرو و فرسايش شبکه لوله کشي شود



نويسنده :مینا ا فخمی
تاريخ: سه شنبه نوزدهم آذر ۱۳۸۷ ساعت: ۵:۵ ب.ظ

پرسش و پاسخ

در ضمن دوست عزیز منظورتان از تشکیل تاج در قطره چیست؟ ایا دوکی شدن قطره در هنگام افتادن مد نظر شماست؟

اگر امکان دارد توضيحاتي درباره ي دانسيته يا گرانروي بدهيد ؟

امیدوارم کافی باشد

دانسيته برابر است با جرم واحد حجم. واحد مناسب و صحيح مشتق شده يا مركب و به دست آمده از واحدهاي SI كميت‌هاي جرم و حجم بري دانسيته"كيلوگرم بر متر مكعب" مي‌باشد وليكن آن عموما بر حسب واحد گرم بر سانتي‌متر مكعب بيان مي‌شود.
دانسيته نسبي عبارتست از نسبت جرم حجم معيني از ماده به جرم حجم برابري از آب در23˚C (73˚ F) دانسيتۀ نسبي يك كميت بدون بعد است كه در هر سيستم اندازه گيري ثابت باقي خواهند ماند و تغييري نمي‌كند.

خاصيتي از يك مايع كه مقاومت دروني آن را در برابر جريان يافتن توصيف مي‌كند به ويسكوزيته يا گرانروي موسوم مي‌باشد. هر چه مايع جنبش كمتري داشته باشد، ويسكوزيته آن بزرگتر است. ويسكوزيته را با واحد پاسكال . ثانيه (Pa×s) اندازه‌گيري مي‌كنند كه پوآز (Poises) ناميده مي‌شود. مبحث گرانروي در نفت و روغن از اهميت بسزايي بر خوردار است:

گرانروي(viscosity)
ويسكوزيته (viscosity) يا گرانروي، اصطكاك دروني يك سيال است كه در مقابل جريان يافتن آن سيال مقاومت مي‌كند. گرانروي پارامتر مهمي است كه براي پيش بيني جريان سيال در مخزن و در سطح نياز است. گرانروي نفت به دانسيته يا تعداد اتم‌هاي كربن و همچنين به گازهاي حل شده در آن بستگي دارد. هر چه تعداد اتم‌هاي كربن نفت زيادتر شود، گرانروي آن بالاتر مي‌رود و هر چه ميزان گاز حل شده در نفت بيشتر شود گرانروي آن كمتر مي‌شود. گرانروي نفت، دامنه بسيار وسيعي دارد و به طورمعمول بين 2/0 تا 50 سانتي پوآز است. بعضي از نفت‌هاي خام با گرانروي بسيار بالا قادر نيستند كه در خطوط لوله پمپاژ شوند (مثل نفت خام Boscan در ونزوئلا .) نفت خام در سطح زمين گرانروي بالاتري نسبت به وقتي كه در زير زمين است، نشان مي دهد. برخلاف گازها، گرانروي مايع با افزايش حرارت، كاهش مي يابد به صورتي كه مولكول ها بيشتر به صورت مجزا حركت مي كنند و اصطكاك دروني شان كاهش مي يابد . مانند گازها، گرانروي نفت با افزايش فشار تا رسيدن به نقطه جوش، افزايش مي يابد. زير نقطه جوش، موقعي كه گاز محلول آزاد مي شود، گرانروي نفت افزايش مي يابد چون گاز از نفت جدا مي شود.
نقطه ريزش (pour point)
نقطه ريزش يك راهنماي خوب براي تعيين گرانروي است. نقطه ريزش يك نفت كمترين دمايي است كه نفت مي تواند تحت شرايط استاندارد جريان پيدا كند. نقطه ريزش براي نفت خام با محتويات واكسي پارافينيك بالا در حدود Cر40 است. نقطه ريزش براي نفت‌هاي سبك خاورميانه و آفريقا به Cر26- هم مي‌رسد كه پمپاژ آن را حتي در شرايط سرد قطبي نيز امكان پذير مي كند. نفت‌هاي خام با نقطه ريزش بالا به علت محتوي واكس زياد ظاهري درخشنده دارند. اين نوع نفت‌ها ممكن است محتواي واكس خود را در طي مهاجرت رسوب دهند و به تدريج سبك‌تر شوند.
چگالي(Density)
چگالي نفت در سطح، به وسيله قرار دادن نمونه در يك تنگ استوانه اي با استفاده از يك هيدرومتر اندازه گرفته مي شود. چگالي نفت در واحد API كه به وسيله مؤسسه نفت امريكا(American petroleum institute)تعريف شده بيان مي گردد

مطالب بيان شده در مورد روغن نيز تعاريف تقريبا مشابهي دارد:.  در ذيل تعاريف و اصطلاحاتي كه در زمينه روغن موتور با آنها سرو كار داريم به طور مختصر آورده شده اند. به ادامه مطلب  بروید

 



نويسنده :مینا ا فخمی
تاريخ: سه شنبه نوزدهم آذر ۱۳۸۷ ساعت: ۵:۳ ب.ظ

سوال و جواب
سلام نرگس خانوم این هم جواب شما

چرا بین دو صفحه ی رسانا در بحث میدان الکتریکی یکنواخت در تمام نقاط میدان موازی و با ی فاصله است
اما در لبه ها قوس دارد؟

در مورد اینکه چرا میدان یکنواخت دارای خطوط موازی و با فاصله برابر است باید بگویم زیرا میدان یکنواخت یعنی میدانی که از نظر اندازه و جهت در تمامی نقاط برابر باشد و چون فشردگی خطوط یا دور شدن خطوط نشان دهنده قوی یا ضعیف بودن میدان است ژس باید خطوط دارای فاصله های یکسان باشند تا نشاندهنده اندازه برابر میدان در تمام نقاط باشد اما در مورد موازی بودن میدانیم که خطوط میدان هیچگاه همدیگر را قطع نمیکنند ژس باید موازی باشند تا هم در نقطه ای اشتراک نداشته باشند و هم جهت میدان در تمامی نقاط یکسان باشد

چون میدان یکنواخت است.

در مورد لبه ها باید بگویم  در لبه ها میدان یکنواخت نیست زیرا خطوط موازی و با فاصله های برابر ندارد البته این حالت در مقایسه با میدان یکنواخت بین صفحات خیلی کوچک است و معمولا در نظر گرفته نمیشودبزودی تصویرش را هم قرار میدهم

 



نويسنده :مینا ا فخمی
تاريخ: یکشنبه هفدهم آذر ۱۳۸۷ ساعت: ۳:۹ ب.ظ

سوالات دوستان
سلام بر همه دوستان گرامی

بزودی مطالبی از مغناطیس رو براتون میزارم

در ضمن دوست عزیزی که گفته بودند چطور میتونند سوالاتشون رو مطرح کنند باید در جواب بگم یا سوال را به ایمیل من بفرستند   physicclass@yahoo.com

و یا اونها رو در بخش نظرات مطرح کنند که البته مورد دوم سریعتر بهش رسیدگی میشه در ضمن جواب را هم در وبلاگ دریافت خواهند کرد

با تشکر



نويسنده :مینا ا فخمی
تاريخ: یکشنبه هفدهم آذر ۱۳۸۷ ساعت: ۳:۱ ب.ظ

پرسش و پاسخ
اقا حسین این هم جواب شما

میخواستم بدونم چرا کولن به عنوان واحد اس آی شده چون این مقدار خیلی بزرگتر از عددهای متداول است

ما میدونیم که واحدهای زیادی برای اندازه گیری کمیتهای مختلف وجود دارند اما فقط از بین اونها یکی رو به عنوان واحد اس آی  معرفی میکنیم که در حقیقت با توجه به کمیتهای اصلی و واحدهای استاندار اس آی اونها میتونیم واحدهای مربوط به کمیتهای دیگه رو مشخص کنیم مثلا برای سرعت با قرار دادن واحد متر برای جابجایی و ثانیه برای زمانو واحد  سرعت را متر بر ثانیه معرفی میکنیم.

جهت بار الکتریکی باید واحدی تعریف بشه که با قرار دادن مقادیر استاندارد سایر کمیتها مشکل و تناقضی ایجاد نشه . مثلا با توجه به فرمول c=keA/d با قرار دادن مقادیر متر مربع و متر برای مساحت و فاصله میان دو صفحه خازن با دی الکتریک خلاء باید مقدار یک فاراد برای ظرفیت بدست بیایدو اگر این خازن را به اختلاف پتانسیل یک ولتی وصل کنیم مقدار بار موجود بر اساس اندازه گیریهای تجربی برابر یک کولن خواهد بود در نتیجه با ر الکتریکی را بر حسب کولن در اس آی معرفی میکنند

بیشتر نتایج و واحدهای معرفی شده را در آزمایشگاه و به صورت تجربی بدست آورده و تعریف میکنند.

نکته:بزرگ یا کوچک بودن واحدها اهمیتی ندارد اصل این است که واحدهای انتخاب شده با مقادیر تجربی مغایرت نداشته باشد.

در هر فرمول مقادیر باید بر یک واحد نوشته شوند یعنی نمیتوانیم واحدهای بعضی از کمیتهای فرمول را بر حسب اس آی قرار دهیم و بعضی دیگر را بر حسب واحدهای انگلیسی  و یا غیره بنویسیم.



نويسنده :مینا ا فخمی
تاريخ: شنبه نهم آذر ۱۳۸۷ ساعت: ۸:۲۵ ق.ظ